|
|
|
|
|
اهم نشانگان دوست خوب بهتر است افرادی به دوستی برگزیده شوند که حداقل موارد زیر را داشته باشند: 1-دیندار وخدا محورومقیّد به ادای تکالیف الهی در اولین فرصت بوده و تا میتواند متقّی باشد 2-فردی اجتماعی و خونگرم و صمیمی بوده و رعایت کنندۀ موازین شرعی در روابط انسانی ، اجتماعی باشد. 3-رعایت وفا و صداقت در گفتار و کردار نموده و دوچهره و خلف وعده و بدقولی غیر موجّه نداشته و جفا کار نباشد. 4-امانتدارو امین بوده وهرگز خیانت در امانات نداشته و درصورت لزوم امانات را به صاحبانشان برگرداند. 5-متانت و وقار و عزّت انسانی را رعایت ، و تا حدّ توان متخلّق به اخلاق حسنۀ اسلامی باشد. 6-حق محور و باطل گریز ، عدالت محور و ظلم گریز بوده یار و یاور مظلومان و دشمن ستمگران باشد. 7-منظّم و اهل انضباط فردی ، خانوادگی ، اجتماعی و اقتصادی باشد ودر این راه خسته و منت گذار نباشد. 8- فردی محترم و حریم شناس و رعایت کنندۀ آداب و رسوم و فرهنگ اجتماعی باشد. 9-با دوستان خوش نام و موجّه ارتباط داشته و خودش نیز فردی موجّه و خوشنام و مطلوب و ارزش محور باشد. 10-فرد شجاعی باشد یعنی داری صفات ارزشمند :( غیرتمند، عزّتمند ، باعفّت ، شریف، باحجب وحیا و محترم ) باشد. 11- دارای تفکر خلاق و فردی متفکر بوده و ود رأی و جمود فکری نداشته باشد. 12-اهل اتحاد و همبستگی و آشتی و مشورت و همدلی و همفکری باشد ، نه اهل عناد و سرکشی و خودخواهی و قهر و غضب. 13-عاقل و هوشمند و زیرک بوده وخدای ناکرده جاهل و سفیه و غافل و تنبل نباشد. 14- عالم دانش پژوه و مشتاق دانستن و آموختن باشد. 15- آرام و مطمئن بوده وانتقاد پذیر باشد و فریب چاپلوسان ومتملقین را نخورد. 16- صبور و مقاوم وخویشتن دار بوده و عصبانی و عجول و شتابزده و هراسان نباشد. 17- عبرت آموز و بهره گیرنده از تجارب دیگران بوده و از شکست و ناکامیها نترسیده و برای شکستن مشکلات آمادگی داشته باشد. 18-آینده نگر و هدفمند بوده و برای ساختن فردا و فرداهای بهتر همّتی بلند داشته باشد. 19- اهل برنامه ریزی بوده و حسابگر باشد و هماره بر اجرای دقیق برنامه ها اشراف داشته و برای رفع موانع اقدام کند. 20- بانشاط و چهرۀ متبسمی داشته و عبوس و اخمو و ابرو گره کرده و غمگین و افسرده نباشد. 21- با رعایت اعتدال و پرهیز از افراط و تفریط ، فردی قانع و اهل قناعت بوده و سرمایه های مادی و معنوی خود را هدر نکند. 22- به نظاف و تمیزی اهمیت داده و با هرنوع آلودگی : ( ظاهری و باطنی و جسمی و روانی ) فردی و اجتماعی مبارزه کند. 23- اهل مساعدت بوده و از کمک به درخواست کنندگان و محتاجان و ایتام و مستمندان کوتاهی نکند. 24- فردی منطقی و استدلال پذیر بوده ولی فریب نخورد و البته شکاک و مظنون نباشد. 25- به راحتی بتواند انتظارات و خواسته های خودش را مطرح ، و مطالبه نماید. *= موارد دیگری نیز علاوه بر نشانگان فوق هست که در صورت نیاز به کتاب ارزشمند معرج السعادۀ ملا احمد نراقی مراجعه شود.
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم مهر 1390ساعت 2:59 توسط علی امیر عسجدی
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام طاعات و عباداتتون قبول درگاه حق...ما رو از دعای خیرتون بی بهره مگذارید ... یه سلام با عجله ی فراوون...می بخشید اگه نمی تونم زود به زود بلاگ رو آپ کنم...ولی دوستان عزیز می تونن برای ارتباط راحت تر با ما به صفحه ی فیس بوکمون که جدیدا افتتاح شده سر بزنند... به آدرس http://www.facebook.com/hamyaran منتظر حضور گرمتون هستیم... با تشکر
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مرداد 1390ساعت 17:30 توسط علی امیر عسجدی
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم تیر 1390ساعت 15:30 توسط علی امیر عسجدی
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه ششم تیر 1390ساعت 22:41 توسط علی امیر عسجدی
|
|
||
|
|
|
||
|
براي آنكه نوجوانان در برابرگرايش به آسيب ها و انحرافات اجتماعي در امان بوده و واكسينه شوند، ميبايست داراي هويت سالم باشند. يعني آنكه بين سه سيستم «زيستي، اجتماعي و رواني»آنها تعادل و وحدت وجود داشته باشد. به عبارت ديگر بايد فضا ي ارز شها و هنجارهاي ديني ، جهاني (اينترنت و ...) و ملّي آنها ، مبتنی برآرامشی مسالمت آميز باشد تا از تعارض وسردرگمي نوجوانان جلوگيري شود. تأمین، حفظ و ارتقایِ سلامت نوجوانان نیازمند رعایت 15 اصل مهم اساسی توسط والدین محترم است : 1ـ تقويت اعتماد به نفس نوجوانان، با توجه دادن ایشان به توانمندیهایشان و برای ایجاد زمينه استقلال(حق انتخاب وحق رأي)در آنان. 2ـ فراهم كردن زمينه تفكر خلاّق درنوجوانان برای اجتنابِ ازتصميم گيري های منفعلانه و احساسي و شتاب زده 3ـ پرهیز از مقايسه دورةنوجواني خود با دوران نوجواني فرزندان و اجتناب از برتر دانستن دیگران نسـبت به آنها . 4ـ ايجاد پل عاطفي براي برقراري ارتباط مناسب بانوجوانان و آگاه نمودن آنان از علایم و نشانه هاي بلوغ جنسي، ميل جنسي، تقويت روحيات معنوي،ارز شهاي مذهبي وتسهیل انجام تكاليف شرعي براي دوره ي بحران هوّیت جهت مقابلۀ با احساس گناه. 5ـ همفكري با نوجوانان براي غني سازي اوقات فراغت آنان و شرکت در برنامه هائی که نوجوانان دوست دارند والدین در کنار آنان باشند مانند حضور در استخر شنا ، کوهنوردی و طبیعت گردی و ترتیب اردوهای خانوادگی در مناظر زیبای اطراف شهر زندگی . 6ـ تقویت بهداشت روانی و ايجاد سلامت اخلاقي درفضاي خانوادگي ومصون سازي فضاي منزل از عوامل مخرّب و گفتگو با فرزندان پيرامون امواج نامحرم و تأثيرات و پيامدهاي سوء آنها از قبيل: امواج ماهوار هاي واينترنتي گمراه کننده، بلوتو ثهاي زننده، سي د يهاي قرمز و ... 7ـ تقويت و تكريم شخصيت نوجوانان و قائل شدن احترام وارزش برای آنها با هدفِ داشتن تصويرِ ذهني مثبت نوجوان از خود، و دوري از هرگونه اهانت، سرزنش،تبعيض، تحقیر ، مقايسه با ديگران،انتقادهاي مكرّر ويرانگر و مخرّب نسبت به آنها. 8ـ ايجاد ارتباط مناسب و پرهيزاز هرگونه تَحَكّم براي اجبارنوجوانان در پذيرش تفكرات والدين و اختصاصِ وقت ،براي همراه بودن بافرزندان.
9ـ میانه روی و پرهيز از هرگونه سختگيري يا سهل گيري افراطی در برخوردبا رفتارهای ناشیانه و احساسی یا خطرناک نوجوانان. 10ـ اعمال نقش حمايتي وهدايتي و بیدارگرانۀ دلنشین و صبورانۀ والدین و مربیان با هدف ايجادتكیه گاه امن و مورد قبول براي نوجوانان و دوري ازهرگونه اعمال نظار تهاي پليسي كه موجب سلب اعتماد نوجوانان نسبت به والدين خواهد شد. 11ـ پرهيز از خودخواهي و غرور وتأکید زياد بر توجّه به جنسیّت ، سن، موقعیت و نوعِ مسأله وايجاد محيط گرم و صميمي درخانواده. 12ـ آموزش مهار تهاي زندگي به فرزندان از قبيل آموزش حلِ مسایلِ فرارو،آموزش ابراز وجود، آموزش مهار تهاي ارتباطي، تاب آوري وتحمّل در برابر مشكلات،مهارت هاي تصميم گيري، مهارت معنويت و مهارت خودآگاهي. 13ـ ايجاد شادابي وبرانگيزانندگي جوّ غنا ی عاطفی وروابط سالم انسانی درخانه و خانواده. 14ـ تبيين شفاف خواسته هاي اجتماعي خود به گونه اي كه فرزندان در مناسبات با همسالان با نقطه ی ابهامی مواجه نگردند. 15ـ جلب مشاركت فرزندان و ايجاد حس مسووليت پذیری در آنها با دعوت از ایشان برای کمک به اموری که واقعاً میتوانند اقدام کنند.
|
|||
|
+
نوشته شده در جمعه ششم خرداد 1390ساعت 9:29 توسط علی امیر عسجدی
|
|
|||
|
|
|
|
|
وقتی ما با فامیل یا حتی دوستان و كسانی رفت و آمد
داریم و تبادل عاطفی میكنیم این نیاز بزرگ طبیعی انسان كه در تمام دنیا
برای همه افراد بشر وجود دارد، یعنی نیاز تعلق گروهی، تامین میشود. روزگاری كوكب خانم زن پاكیزه و با سلیقهای بود. او مهمان را دوست داشت و از این كه عدهای سرزده به خانهاش بیایند ناراحت و دستپاچه نمیشد. نیازی نبود در ذهنش چرتكه بیندازد و حساب خرجی تا آخر برج را بكند و ببیند چه نوع پیتزا یا ساندویچی میتواند برای مهمانان وقت نشناس و بیملاحظه خود سفارش دهد. نمیترسید كه مهمانان به این خاطر كه اتفاقا آن روز مواد لازم برای سفرهای پر رنگ و لعاب و یا میوههای رنگارنگ فصل را در منزل نداشته است پشت سرش صفحه بگذارند. كوكب خانم آن روزگار مهمان را بركت خانه میدانست و با خوشرویی از آنها پذیرایی میكرد. چند تخم مرغ برای نیمرو كردن و كمیپنیر و ماست كافی بود تا آنها از كنار هم بودن لذت ببرند. كوكب خانم را امروز اگر بتوانید پیدا كنید، دیگر چندان او را باسلیقه و كدبانو نمییابید. این روزها او دیگر حال و حوصله مهمان ندارد. كوكب خانم یا شاغل است و آنقدر خسته كه تاب و توان پذیرایی از مهمان، آن هم از نوع سرزدهاش را ندارد، یا نمیتواند در مسابقه مهمانیهای پر زرق و برق با فامیل رقابت كند و بهاین دلیل خود را كنار كشیده است، و یا این كه به قول خودش از مهمانیهای خاله زنكی خوشش نمیآید و ترجیح میدهد وقت خود را با دوستانش در كافی شاپ و سینما بگذراند و خوش باشد. سالمترین تفریح خانوادگی در آیین ما مهمان هدیهای از جانب خداوند است كه با خود بركت و روزی به خانه میزبان میآورد. مهمان نوازی نشانه گشاده دستی و گشاده رویی صاحب خانه است و كسانی كه به اصطلاح در خانهشان بسته است و از مهمان گریزانند مذمت میشوند. لذا مهمان نوازی از دیر باز ویژگی بارز مردم سرزمین ما بوده است. جمع شدن اقوام و خویشان در منزل یكدیگر یكی از تفریحات سالمی است كه میتواند بسیاری از افسردگیها و مشكلات روحی و روانی عصر حاضر را برطرف نماید. هیچ انسانی نمیتواند بدون آب و غذا مدت زیادی زنده بماند؛ گرما و سرما او را اذیت میكند و بدون احساس امنیت نمیتواند زندگی آرام و سالمیداشته باشد. اینها نیازهای دسته اول و دوم انسانی هستند. اما پس از آن یك نیاز دیگر در بین ما مشترك است، نیاز به تعلق داشتن به گروه. هر یك از ما اگر از نظر مادی در بهترین شرایط زندگی كنیم و اگر از هر لحاظ احساس امنیت داشته باشیم، از تنهایی رنج خواهیم برد. ما نیاز داریم كه كسی منتظر ما باشد، گاهی احوالی از ما بپرسد، و زمانی رازهای ناگفته خود را با او در میان گذاریم. ما موجودی اجتماعی هستیم كه اگر نتوانیم با همنوعان خود ارتباط خوب و سالمیداشته باشیم روان شاد و سالمی نخواهیم داشت. یكی از تكنیكهای خانواده درمانی تجویز آیینها و مراسم است كه شامل همین دید و بازدیدها و مهمانیها میشود. بنابراین نفس عمل بسیار سودمند و مفید و از لحاظ روانی لازم است معاشرت با دوستان و خویشاوندان به قدری در ایجاد روح و روان سالم نقش دارد كه گاه از آن به عنوان یك شیوه درمانی استفاده میشود. دکتر تبریزی ، عضو هیات علمیدانشگاه علامه طباطبایی در این زمینه میگوید: در خانواده درمانی ما تكنیكی داریم كه به خانوادههایی كه مشكل دارند تكلیف میكنیم برای بچههایتان جشن تولد بگیرید، یا با همكاری یكدیگر یك پیك نیك یا مهمانی ترتیب دهید. هدف ما این است كه اگر اینها با هم تعاملاتی مشكل ساز داشته اند، نوعی تعامل شیرین و مثبت در آنها ایجاد كنیم. در این نوع همكاری حس میكنند این مبادلات عاطفی آنها را به هم نزدیك میكند. لذا یكی از تكنیكهای خانواده درمانی تجویز آیینها و مراسم است كه شامل همین دید و بازدیدها و مهمانیها میشود. بنابراین نفس عمل بسیار سودمند و مفید و از لحاظ روانی لازم است. پررنگ شدن روابط فامیل و بیشتر شدن رفت و آمدها میتواند گرایش فرزندان ما را به همسالان خود در بین اقوام و دوستانی كه آنها را میشناسیم و به آنان اطمینان داریم و با فرهنگ و آداب ما همخوانی دارند، بیشتر ساخته و بهاین ترتیب یكی از نگرانیهای مهم والدین را برطرف سازد یك تیغ دو لبه ![]() آنچه كه مهمانی را در ردیف تفریحات سالم قرار میدهد، جمع شدن فامیل و اقوام در كنار یكدیگر و تازه كردن دیدارها است. در این گردهماییها برای مدتی مشكلات روزمره زندگی فراموش میشود، گاهی گره از كار كسی گشوده میشود و گاه پایههای اولیه یك وصلت شكل میگیرد. میبینید كه برگزاری و یا شركت در مهمانیها میتواند دختران و پسران را از ثبت نام در بنگاههای ازدواج برای یافتن زوج مناسب و افراد فامیل را از مراجعه به بانكها برای گرفتن وام با بهرههای آنچنانی بینیاز كند. در این مهمانیها گاه ممكن است كدورتهای چندین ساله برطرف شود. اما از همه مهمتر شادی است كه در چشمان كودكان موج میزند. بسیاری از خانوادهها نگران دوستانی هستند كه كودكان و نوجوانانشان را به بیراهه میكشند. پررنگ شدن روابط فامیل و بیشتر شدن رفت و آمدها میتواند گرایش فرزندان ما را به همسالان خود در بین اقوام و دوستانی كه آنها را میشناسیم و به آنان اطمینان داریم و با فرهنگ و آداب ما همخوانی دارند، بیشتر ساخته و بهاین ترتیب یكی از نگرانیهای مهم والدین را برطرف سازد. اما همه اینها در صورتی امكان پذیر خواهد بود كه آفات و آسیبهای امروزی گریبانگیر جمع خانوادگی ما نشده باشد؛ در گرداب چشم و هم چشمیگرفتار نشده باشیم و نخواهیم موفقیتهای مادی و معنوی خود را به رخ اطرافیان بكشیم. اینجا یك اما وجود دارد و آن این كه زمانی این رفت و آمدها و معاشرتها و مهمانی دادن و رفتنها و هدیه دادن و گرفتنها شامل آن تعریفات میشود كه واقعا جنبه عاطفی در آن وجود داشته باشد. اگر قصد ما از مهمانی دادن و رفتن خودنمایی و پز دادن باشد، كار به قدری سخت میشود كه ترجیح میدهیم كمتر مهمانی بگیریم. بنابراین ما مهمانی هایی را كه روح و محتوای عاطفی نداشته باشد مفید نمیدانیم، بهاین دلیل كه چنین مراسمی صرفا ابزاری است برای حل یك سری نیازهای خودخواهانه و به نمایش گذاشتن امكانات. اما اگر اینها را منها كنید و روابط عاطفی را در مهمانیها در نظر داشته باشید البته و صد البته كه به لحاظ روانشناختی مفید هستند. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم فروردین 1390ساعت 23:26 توسط علی امیر عسجدی
|
|
||
|
|
|
|
|
مقدمه : دوران دانشجویی و زندگی دانشجویی، به تعبیری، سرآغاز روایت ما از زندگیمان است. دلیل این گفته روشن است. اگر روایت زندگی را معنای زندگی و قصد و هدف داری در زندگی بدانیم، دوران دانشجویی یعنی زمانی كه دانشجو اهداف خود را تعیین كرده و معنای زندگی را یافته است. روایتهای آدمها بازگوكننده انسجام و معنای زندگی و سمت و سوی حركت آنان است. به عبارت دیگر، قصد و هدف افراد، ارزشها و كسانی كه باید از آنها دوری كنیم یا دوستشان داشته باشیم و به سمتشان برویم همگی در روایتهایی كه از زندگی خود میكنیم ریشه دارند. دوران دانشجویی و زندگی دانشجویی، به تعبیری، سرآغاز روایت ما از زندگیمان است. دلیل این گفته روشن است. اگر روایت زندگی را معنای زندگی و قصد و هدف داری در زندگی بدانیم، دوران دانشجویی یعنی زمانی كه دانشجو اهداف خود را تعیین كرده و معنای زندگی را یافته است. آنچه از آن پس دانشجو انجام میدهد انتقال یا به تعبیر بهتر، تبدیل انتزاعهای مربوط به قصد و معنا به عینیتهای ملموس زندگی است. قصد و معنا به زندگی شكل و قالب میدهد، سمت و سوی ما را معین میسازد و امید را در زندگی جاری میكند. شاید پرسیده شود چگونه؟ پیش از آن، اشارهای به نظریه شادكامی سلیگمن در روانشناسی مثبتگرا لازم است. طبق نظر سلیگمن، شادكامی سه حیطه متفاوت دارد كه هر كدام از حیطهها هم قابل سنجشند و هم مهمتر اینكه مهارت محورند و میتوان آنها را آموزش داد. این سه حیطه عبارتند از: حیطه یا زندگی لذتبخشی كه درآن به هیجانها و عواطف مثبت (مثل سرور، نشاط، عشق و امید) توجه میشود؛ حیطه یا زندگی آگاهانه و مبتنی بر توانمندیها و صفات مثبت فردی كه در آن ابتدا توانمندیها و فضیلتهای فردی شناخته میشود و سپس به افراد آموزش میدهند كه از آنها در زندگی به بهترین شكل ممكن استفاده كنند؛ حیطه یا زندگی بامعنا. از نظر روانشناسی مثبتگرا، معنا یعنی شناختن بالاترین توانمندیهای شخصی و آن گاه استفاده از آنها برای پیوستن به چیزی فراتر از خود و در خدمت آن بودن. این چیز فراتر از خود میتواند هدف و قصد باشد كه فرد در زندگی انتخاب كرده است. معنا از طریق پیوندها و وابستگیهای ما به دیگران، به هستی و تعالی و علو شخصی به دست میآید. با این تعریف مشخصی میشود كه در این سه نوع زندگی كه از نگاه روانشناسان مثبتگرا ضامن سعادت آدمیاند زندگی بامعنا بیشترین اهمیت را دارد. از نظر روانشناسی مثبتگرا، معنا یعنی شناختن بالاترین توانمندیهای شخصی و آن گاه استفاده از آنها برای پیوستن به چیزی فراتر از خود و در خدمت آن بودن سلیگمن در اهمیت این زندگی معتقد است كه معنا یك عامل علّی عمده در افسردگی یا عدم افسردگی در افراد است و از این منظر، میگوید علت بروز افسردگی در ابعاد كنونی در دنیا ناشی از نداشتن معنا در زندگی افراد است، چرا كه نداشتن معنا در زندگی یعنی بریدن از ریشهها، احساس خلأ و پوچی كردن، و احساس بیهویتی. راه دوری نرویم، در تحقیقی كه همین سال گذشته در كشورمان انجام گرفت مشخص شد كه معنا داشتن بیش از 35 درصد سهم افسردگی را در افراد تبیین میكند. به زبان سادهتر، 35 درصد وجود افسردگی در افراد بر اثر نبودن معنا در زندگی آنها بوده است. جمله معروفی منسوب به نیچه است كه میگوید: «آنكه برای زندگی خود چرایی دارد با هر چگونگیای میسازد» چرایی زندگی همان روایت ما از زندگی یا به عبارت دیگر، همان معنا و اهدافی است كه در زندگی داریم. دوران دانشجویی در حالت طبیعی و هنجار خود، دوران هدفمند و با معنایی است. طبیعی است كه فرض كنیم این دوره زمان امیدواری هم باشد، چرا كه طبق نظریه امید، سه ركن اساسی امید عبارتند از: اهداف و مقاصد موردنظر، داشتن اراده و مسیرهای دستیابی به اهداف. اگر دانشجویی به خوبی هدفگزینی كرده باشد و برنامهای منظم برای نیل به هدفهایش داشته باشد، طبعا امیدوار هم هست.
پس تا اینجا بر چند نكته تاكید شد: 1) هدفگزینی صحیح كه باید مبتنی بر توانمندیهای واقعی باشد؛2) انتخاب راه و مسیر درست برای نیل به اهداف انتخاب شده؛ 3) قصد و انگیزه و اداره حركت در آن مسیرها.
این سه موضوع در زندگی یك دانشجو او را به سمت معنا داشتن و امید سوق میدهد. اما این وضعیتها در عمل چگونه است؟ اگر چه بررسیهای علمی و متقنی در این باره در دست نیست یا آماری از حجم امید یا ناامیدی یا هدفمندی یا معناداری دانشجویان در اختیار نداریم، مشاهدات نشاندهنده هدفگزینی نادرست، تعارضها و تنشهای هویتی، نوعی زندگی باری به هر جهت (كه این روزها از آن با عنوان ابلوموفیسم یاد میكنند)، مشكلات معیشتی و ناتوانی در پاسخدهی به نیازهای علمی و پرسشهای دانشجویان است. اخیرا در منابع علمی روانشناسی مثبتگرا به موضوع آموزش بهزیستی و به آموزش شادی و نشاط به دانشجویان و دانشآموزان به عنوان مسئلهای مهم توجه كردهاند.
توصیه های چند برای ایجاد امید در جوانان - تقویت باورهای الهی و دینی : مهمترین منبع و عامل حمایت کننده که می تواند ما را در برابر خطرات و امواج منفی حمایت نماید، باور به خداوند متعال و جهان آخرت می باشد. همچنین ما باید دنبال منابع قوی و انرژی زا و امید آفرین در افراد باشیم، چرا که هر چقدر ما از منابع قدرتی و انرژی روحی و روانی برخوردار باشیم، تحمل پذیری،استقامت و امیدواری ما بیشتر خواهد بود.
- شناخت ویژگی های خود : در این زمینه می توان به شناخت صحیح از خود، دنیای پیرامونی خود ، سختی ها ، نقاط ضعف و قدرت خود اشاره نمود که در مجموع باعث کنار آمدن بهتر با زندگی خواهد شد.
- بالا بردن روحیه تعاون و مشارکت اجتماعی در افراد: از عمده نقاط ضعف اکثر افراد ، عدم استفاده از فنون مهارت های اجتماعی و همچنین میزان کم تعاملات اجتماعی و مشارکت جمعی می باشد ، لذا در صورت ایجاد روحیه تعاون و مشارکت اجتماعی ، افراد می توانند باعث افزایش روحیه ، توانمندی ، امیدواری و... در همدیگر بشوند.
- بالا بردن صفت سازگاری با محیط در افراد: از مشخصه های شخصیتی و رفتاری افراد سالم و امیدوار ، برخوردار بودن از مهارت های مقابله ای و مقابله صحیح با مشکلات می باشد ، امروزه در سطح دنیا افرادی از توانمندی و قابلیت لازم برای زندگی اجتماعی و فردی در جامعه برخوردار می باشند که از کنار هوش و قابلیت ذهنی و انتزاعی از قابلیت دیگری به نام هوش هیجانی و اجتماعی برخوردار باشند.لذا تقویت هوش هیجانی در افراد باعث سازگاری بهتر با جامعه و اجتماع خواهد گردیدو فرد در این وضعیت از آرامش بیشتری برخوردار خواهد بود.
- تنظیم سطح توقع افراد با میزان تلاش آنها: در افراد سالم و امیدوار دو نوع برداشت از خود که عبارتند از خود ایده آل و خود واقعی تفاوت چندانی وجود ندارد . لذا افراد جامعه مخصوصاً نوجوانان و جوانان عزیز باید توجه نمایند که انتظاراتشان از خود و اطرافیان باید واقعی ، قابل دسترس و متناسب با تلاش و فعالیت آنها باشد تا دچار ناکامی های زیاد نگردند.
-وارد کردن عشق و علاقه و عواطف در زندگی ( پیدا کردن معنی در زندگی): از عمده علت هایی که افراد را به بی تفاوتی ، بی هویتی و ناامیدی سوق می دهد ، نداشتن یک معنای درست از هدف و فلسفه زندگی می باشد، که جوان ما دچار بحران اساسی و یک پوچی در زندگی گردیده است ،لذا برای جلوگیری از این آفت در عملکرد طبیعی افراد ، باید والدین، معلمین ، دوستان و رسانه های جمعی به تقویت داشتن رابطه سالم و منطقی و همچنین توجه به یک فلسفه حیات بخش بر اساس شرع و عقل از زندگی تاکید بنماید. در قبال عوامل امید ساز لازم است جواانن عوامل تهدید کننده امید و شادی را نیز بشناسند تا با اجتناب از آنها کیفیت زندگی را ارتقاء دهند. علت بروز افسردگی در ابعاد كنونی در دنیا ناشی از نداشتن معنا در زندگی افراد است، چرا كه نداشتن معنا در زندگی یعنی بریدن از ریشهها، احساس خلأ و پوچی كردن، و احساس بیهویتی در وهله اول دانستن این مطلب ضروری است که نبود هر یک از عوامل کمک کننده بالا می تواند نشاط جوان را کاهش دهد و در گام های بعدی این موارد اهمیت زیادی دارند . -عدم پذیرش فرد از خود (خود کم بینی ) -احساس عدم مسئولیت در برابر دیگران -نداشتن برنامه در زندگی برای رسیدن به اهداف - داشتن تفکر قطبی یا مبتنی بر اصل همه یا هیچ - تعمیم بیش از اندازه امور - ترس و اضطراب که به صورت مرضی در شخص و زندگی او تعمیم یافته است - مقایسه کردن زیاد خود با دیگران - پر توقعی و انتظار بیش از اندازه از خود |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم فروردین 1390ساعت 22:44 توسط علی امیر عسجدی
|
|
||
|
|
|
|
|
باز هم بوی عید... امید وارم سالی پر از شادی و شادکامی و کامیابی داشته باشید در کنار خانواده و عزیزانی که دوستشون دارید...
بوی عیدی بوی توپ بوی کاغذ رنگی ![]() بوی تند ماهی دودی وسط سفره ی نو بوی یاس جانمازترمه ی مادربزرگ با اینا زمستونو سر می کنم با اینا خستگی مو درمی کنم شادی شکستن قلک پول وحشت کم شدن سکه ی عیدی از شمردن زیاد بوی اسکناس تا نخورده ی لای کتاب بااینا زمستون وسر می کنم بااینا خستگی مودرمی کنم فکرقاشق زدن دخترناز چشم سیاه شوق یک خیز بلنداز روی بته های نور برق کفش جفت شده تو گنجه ها بااینا زمستون وسر می کنم بااینا خستگی مودرمی کنم عشق یک ستاره ساختن با دولک ترس ناتموم گذاشتن جریمه های عیدمدرسه بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب بااینا زمستون وسر می کنم بااینا خستگی مودرمی کنم بوی باغچه بوی حوض عطرخوب نذری شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن توی جوی لاجوردی هوس یه آب تنی بااینا زمستون و سر می کنم بااینا خستگی مو درمی کنم |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389ساعت 12:52 توسط علی امیر عسجدی
|
|
||
|
|
|
|
|
بعد از مدتی که نبودم ببخشید ولی... از دیرباز،شوق وآرزومندی برای رسیدن به نزدیكان مضمون نوشته های نویسندگان وشعرا بوده است . اكثر ما به زادگاهمان یا محلی كه آن را خانه می نامیم به شدت وابستهایم .هرگاه نتوانیم برای كسب آرامش وامنیت درخانه خود حضور یابیم ، بسیار آزرده می شویم . بدون شک ، یکی از خاطره انگیزترین دوران زندگی ، دوران دانشجویی بویژه ترم اول دانشگاه است. اولین تجربه زندگی مستقل در فضایی غیر خانوادگی با همه جذابیت ها و دردسرهای زندگی جمعی در کنار احساس دانشجویی و دلخوشی های آن ، ویژگی خاصی به این دوره می دهد. دوران دانشجویی با همه تلخی ها، خوشیها و سختیها و شیرینی اش ، بهترین دوران زندگی هر انسانی است که این سرزمین رویایی را تجربه کرده باشد. همین حس دانشجو بودن یکی از لذت بخش ترین ویژگی های این دوران است ، حس دانشجویی یعنی حس نخبه بودن ، ممتاز بودن ، برتر بودن و قابل احترام بودن است. حسی است که اعتماد به نفس و غرور در کنار افتخار و حس توانمندی در آن موج می زند و دانشجو سوار بر این موج لذت می برد و گاهی به دیگران بویژه هم سن و سالان خود فخر می فروشد و خود را شایسته توجه و احترام بیشتری می داند.چه بسا افرادی که تنها به دلیل ملقب شدن به این لفظ فریبنده ، رنج کنکور و درس و بحث را می خرند تا کسای دانشجویی برتن کرده باشند. برخی با همین افتخار دانشجو بودن به خواستگاری می روند و زمانی پیشتر، البته تنها همین امتیاز برای رسیدن به همسر مورد علاقه کافی بود. وقتی شما خانه را به قصد حضور در دانشگاه ترك میكنید، چه بسا درجاتی از غم غربت ودلتنگی راحس كرده باشید. برخی دانشجویان چنان غرق در هیجان دوستان وفعالیتهای جدید میشوند كه كاملا زندگی پیشین خود را از یاد میبرند.بعضی دانشجویان فقط در همان چند دقیقه اول هیجان زده هستند وسپس دلشان برای همه آن چیزهایی كه برایشان آشنا و صمیمی بود تنگ میشودودر آرزوی دیدار خانواده و دوستانشان به سر میبرند.عدهای دیگر ، از همان ابتدای ورود به محیط نا آشنای دانشگاه وشهر در وحشتند . آنها برای مدتی ،از چند روز تا یكی دو سال تحصیلی ، غمگین اند و تا حدودی احساس بیچارگی میكنند.این مشكل برای دانشجوی خارجی یا غیر بومی دشوارتر است ،دسته اخیر دانشجویان برخلاف دانشجویان بومی از عوامل حمایتی محرومند ،عواملی نظیر دوستان هم شهری كه با یك زبان و گویش وعلاقمندی مشترك با یكدیگر سخن بگویند. ما به هر محیط جدیدی پا بگذاریم ومجبور شویم نیازهایمان را به نحوی متفاوت با قبل وبا افرادی دیگر تأمین كنیم ،دچار غم غربت ودلتنگی میشویم .هریك از ما برای تغییر وآموختن روشهای مختلف كنار آمدن با محیط های جدید،آستانه تحمل خاصی داریم .غم غربت ،اصطلاحی كلی است كه اندوه ، غمگینی ،از دست دادن معنا ،ترس از تغییر، یا احساسات تنهایی را دربر میگیرد.گاهی اگر دانشجو نتواند نیازهای دوست داشتن وتعلق خود را با افراد جدید تأمین كند.چه بسا دچار افسردگی جدی شود.درچنین شرایطی ،دانشجوی جدید(یا دانشجویی كه غم غربت دارد)درپی كمك های حرفهای بر میآید تا از دغدغهها و نگرانی- هایش سخن بگوید. غم غربت شفای عاجلی ندارد،ولی هرگاه به شدت غمگین شوید،اگر با كسی حرف بزنید،حتما حالتان بهتر میشود اغلب اوقات ،مشاوران میتوانند معنای تازهای از خودمان و زندگی را به ما نشان دهند،آن ها ما را به حل مشكلات ودرك جدیدمحیط ترغیب می كنند .غم غربت ،اغلب روشی است برای گفتن این كه ما از مواجهه با آینده می ترسیم یا در كنار آمدن با آن تردید داریم.حرف زدن با دوستان جدید،درگیر شدن دربرخی فعالیتها ی تازه (تا زمان مأنوس شدن با آنها )یا حرف زدن با مشاور یا معلم مورد علاقهتان راهی است برای تخفیف ناگوارترین حزنها . چند وسیله آشنا و مانوس را از خانه تان به محل جدیدبیاورید.چیزهایی مانند عكس ،گیاهان ،حتی حیوانات خشك شده حس تداوم به فرد میدهند وشوك حاصل از محیط جدید را نزد وی تسهیل می كند. چه بسا دانشجویانی که به دلیل شکست در این واقعه ، ترک تحصیل کرده اند و چه بسا افراد دیگری که به این بهانه ، قله های ترقی علمی را طی نموده اند. به هر حال دوران دانشجویی تجربه کوتاهی از همه زندگی است و با همه تلخی ها و خوشی هایش یکی از بهترین دوران عمر آدمی است. دلخوشی ها و دلتنگی هایی که در فضای غیررسمی دانشگاه ، آنچه که زیست دانشجویی نامیده می شود تبلور دارد و در طول زندگی خاطراتش بر ذهن حاکم است .دلخوشی ها و دلتنگی هایی که همیشه دوستشان داریم.
راهنمائیهای برای غلبه بر غم غربت سازگاری سریع تر: ![]() *بپذیرید كه به آن دچارید.{بخش اعظم خاطرات شما و آنچه می توانید بدان تكیه كنید، درخانه قبلی تان است}.غم غربت پاسخی طبیعی به این احساس فقدان است. *با خواهر وبرادر بزرگتان یا دوستی كه اوهم از خانه دور است،دراین باره صحبت كنید قدرت زیادی لازم است تا این واقعیت را بپذیریدكه چیزی شما را رنج می دهد وبایدبا آن روبرو شوید. *چند وسیله آشنا و مانوس را از خانه تان به محل جدیدبیاورید.چیزهایی مانند عكس ،گیاهان ،حتی حیوانات خشك شده حس تداوم به فرد میدهند وشوك حاصل از محیط جدید را نزد وی تسهیل می كند. *با محیط جدید خود آشنا شوید.دراطراف قدم بزنید.اگر بدانید ساختمانها ،كلاسهاوخدمات دركجا مستفرند،بهتر میتوانید برخود مسلط شوید. *از دیگران بخواهید شما را دركشف محیط تازه همراهی كنند.دوست یابی قدمی بزرگ درتخفیف غم غربت است . *با اعضای خانوادهتان درتماس باشید،اما تلفنهای خودرا محدود كنید. برایشان درباره فعالیتها وتجربههای جدیدتان بنویسید. آنها را متوجه سازید كه شما هم مایلید از حال وروزگار آنها مطلع باشید. *قراری را برای رفتن به خانه تنظیم ومقدمات آن را فراهم كنید .این روش از احتمال بازگشت ناگهانی شما به خانه میكاهد و شما را روی هدفهای محل اقامت جدیدتان متمركز میكند. * درپی فرصتهای جدید برآیید .همان اندازه كه دیدن مردم ،كلاسها ،ساختمانها و دیگر موارد محیط جدید وحشت انگیز بنظر میرسند ،درعین حال فرصت آشنایی با مردمی را پیش میآورند كه بین شما و آنها زمینه علایق مشتركی وجود دارد. دركلاسهایی كه برای شما جالبند ،ثبت نام كنید وبه فعالیتهای مورد علاقهتان سرگرم شوید،یا فعالیت تازهای را امتحان كنید. *كاری كنید .منتظر نشوید تا غم غربت خود برطرف شود.مشكلات مدفون شده اغلب بعدها درچهره مشكلاتی مانند :سردرد،خستگی ،بیماری،یا كمبود انگیزه رخ مینمایانند. *سعی کنید در محیط خوابگاه و در برخورد با دیگران حتی الامقدور کشمکش و مشاجره نداشته باشید . در مورد موضوع های بحث انگیز و بی نتیجه به جدل نپردازید. نظم اتاق و خوابگاه را رعایت کنید و به حقوق دیگران احترام بگذارید. حساسیت های افراد را بشناسید و در لیست موارد رعایت شدنی قرار دهید . در صورت امکان با فعالیت های دیگر هم اتاقی ها هماهنگ شوید . فعالیت هایی از قبیل درس خواندن، خوابیدن، صحبت کردن و ... تا ناهماهنگی به بروز کشمکش نیانجامد . از ایجاد روابط نزدیک و صمیمی با افرادی که هنوز شناخت کافی ازآنها ندارید، خودداری کنید . در عین صمیمیت ، حریم های شخصی را رعایت کنید .
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389ساعت 21:19 توسط علی امیر عسجدی
|
|
||
|
|
|
|
|
این پاسخ به یکی از مخاطبین محترم است . امید وارم مورد استفادۀ دختر خانمها و آقا پسرهای جوان قرارگیرد؛ سلام دخترم ؛ دوست داشتن حق طبیعی هر دختروپسری هست . امّا آچه که مهمّه درنظر گرفتن چند اصل اساسی است که بهتره قبل از ابراز محبّت و دوستی بطور جدّی رعایت شوند. آنها عبارتند از: 1- دینداری و خدا باوری و خدا محوری و عمل به واجبات الهی و ترک محرّمات. 2- رعایت آداب و رسوم محلّی به ویژه « احترام بزرگترها مخصوصاً پدر و مادر ـ رعایت حُجب و حیای معمولی ـ حفظ حُرمت خانواده ـ بله نگفتن دختر بطور پنهانی ! ـ فراهم آوردن شرایط بله برون سنتی با نازدخترخانمها ونیازآقا پسرها . نه اینکه دختر خانم خودش رو ببازه! اونوقت خیلی بد میشه ! خیلی بیچارگی میاره!» 3- رعایت صداقت در همۀ شرایط و پرهیز از پنهان کاری . 4- رعایت جدّی بهداشت و نظافت « هم بهداشت فیزیکی و ظاهری و هم بهداشت روانی و باطنی » 5 – حکمت محوری « عقلانیّت + تفکّر خلاق و عمیق + عالمانه رفتار کردن» 6- پرهیز از هرنوع رابطۀ پنهانی ؛ مخصوصاً روابط عاطفی « نگاههای خیره + شنیدن نجواهای اغوا گرانه + غم بارگی + شادیهای کاذب و پنهانی و گناه آلود+ فریب + خجالتی بودن افراطی + لمس دستی + خلوت کردن + پذیرفتن دعوت به گردشها و تفریح و تغذیۀ پنهانی .و....» 7- رعایت شجاعت:« غیرت – شرف – عزّت – عفّت – حُجب – حیا- حرمت» 8- راعیت قناعت. و آن عبارت است از قانع شدن به رعایت ِ حقِِ شرعی و عرفی و قانونی خود و دیگران . و همچنین مقابلۀ با هرنوع اسراف و تبذیر و جلوگیری از ریخت و پاش ِ همۀ امکانات مادی و معنوی زندگی . بویژه مقابلۀ از به حدر رفتن عمر ارزشمند و شکوه و عزّت جوانی. امیدوارم آنچه که لازم دارید را از لابه لای هشت اصل اساسی فوق بدست آوری و آنگونه رفتار نمائی که از یک دختر خانم عاقل بالغ و مسلمان انتظار میرود. وَ مِنَ اللهِ التُّوفیق یاعلی مؤفّق باشید. علی امیر عسجدی مشاور خانواده |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم بهمن 1389ساعت 23:3 توسط علی امیر عسجدی
|
|
||